نگاه قشنگ


با دل شکسته ام...

 

 

با دل شکسته ام قصه مگو

 با غم خود

مرا رها کن

 

دور از عالم توام

غمزده در عالم خود

مرا رها کن...

 

 

مرا رها کن...

مرا رها کن...

مرا رها کن...

مرا رها کن...

مرا رها کن...

 

 


milad

بی تو خاکسترم...

بی تو خاکسترم...

بی تو ای دوست

بی تو تنها و خاموش

آخرين برگ اين دفترم

بی تو در آسمان اخترانند

بی تو نيلوفران آذرانند

بی تو خاکسترم...  بی تو خاکسترم...  بی تو ای دوست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

***(دريافت پوستر با اندازه ی واقعی)***

 

بی تو اين چشمه سار شبان را

چشم گرينده ی آهوان است

بی تو اين دشت سرشار

روح سرد خزان است

بی تو مهتاب تنهای دشتم

بی تو خورشيد سرد غروبم

بی تو بی نام و  بی سرگذشتم

بی تو خاکسترم... بی تو خاکسترم... بی تو ای دوست

بی تو اين خانه اريک و تنهاست

بی تو در سينه شور تمناست

خفته بر نغمه يادت سخن هاست

بی تو خاکسترم...

بی تو خاکسترم...

بی تو ای دوست...

بی تو ای دوست.

(شعر : م.آزاد)

 

 

 

م.آزاد

محمود آزاد مشرف تهرانی

 

 

 

 دريغا...

م.آزاد هم رفت. کاشکی جايش به سرعت پر شود....

بايد به سرعت پر شود.!!!

ـــــــــــــــــــــــــ( زيباترين)ـــــــــــــــــــــــــ

که هستم؟... چه هستم؟...  اسيری دلشکسته

زهستی گريزان غريبی زار و خسته

ربودی به يغما دلم را تو ای رنگ هستی

گناهی نکردم که از من تو پيمان گسستی

دل عاشق غمی داره

و غمش عالمی داره

چه کند بی قراره؟!

ای سرو روان ای آرام جان

نگار دلستان دمی با من بمان

ميفزا غمم را فغان از دل فغان

آه ای نازنين ای زيباترين

منم زارو حزين زعشقت اين چنين

مرنجان دلم را سرشکم را ببين

غم هجرت روز وشب بر جان زند تازيانه

آتش عشقت کشد از تار و پودم زبانه

من بی تو ای نگارم       چون شب شام تارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ(زنده ياد م.آزاد)ــــــــــــــــــــــــــــــــ


milad

نگرانم..نگرانم....

 

 

کام جهان از تو و اين سوز نهان از من

عيش مدام از تو و اين اشک روان از من

ناله ی شب ها ز من و بزم طرب از تو

بخت جوان از تو و غمهای جهان از من

نگرانم نگرانم که تو يار دگرانی

تو عزيز من و اما به کنار دگرانی

 

 

بگذر ديگر زجان من رسوا شدم جانا

ديگر من هم بجان تو شيدا شدم جانا

بگذشته ز مستی از می زدگانم

رسوايی جمع رسوا شدگانم

نگرانم نگرانم که تو يار دگرانی

تو عزيز من و اما به کنار دگرانی

چه کرده ام چه گفته ام کاين عمر گرامی

با غم بسر آرم

با کار کسی من کاری که ندارم

من بيدل عمری تنها بودم

به اميد وصل فردا بودم 

 

*در يافت پوستر با اندازه ی واقعی*

 

 

نگرانم نگرانم که تو يار دگرانی

تو عزيز من و اما به کنار دگرانی

(شعر: معينی کرمانشاهی)

 

 


milad

صياد...

 

چون صيد بدام تو به هر لحظه شکارم................ای طرفه نگارم

از دوری صياد دگر تاب ندارم.........................رفته ست قرارم

چون آهوی گمگشته به هر گوشه دوانم...............رهايی نتوانم

تا دام در آغوش نگيرم نگرانم.........................وای از دل زارم

از ناوک مژگان چو دو صد تير پرانی...............بر دل بنشانی

چون پرتو خورشيد اگر رو بکشانی.................وای از شب تارم

در بند و گرفتار بر آن سلسله مويم...

از ديده ره کوی تو با عشق بشويم...

با حال نزارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

*دريافت پوستر با اندازه ی واقعی*

 

برخيز که داد از من بيچاره ستانی.................دردم چو ندانی

بنشين که شرر بر دل تنگم بنشانی.................لختی به کنارم

تا آن لب شيرين به سخن باز گشايی..........خوش جلوه نمايی

ای برده امان از دل عاشق تو کجايی.............تا سجده گزارم

گر بوی ترا باد به منزل برساند......جانم برهاند

ور نه زوجودم اثری هيچ نماند......جز گرد و غبارم

 

 

 

 

 

 

 

 

*دريافت پوستر با اندازه ی واقعی*

*دريافت پوستر سوم*

 

(شعر از م. عابدينی)

 


milad

داد بيداد

عاشق شدم از شوق می گفتم بفرياد         ازهر چه غير از عشق باشد گشتم آزاد

اما چه آسان عشق من دادی تو بر باد         نام  مرا  هم  تا  کنون  بردی تو  از  ياد

ای داد بيداد  ای داد بيداد

گفتم به  دل گمگشته را  پيدا  نمودم          من هم دلی در سينه ای شيدا نمودم

بادست خود من خويش را رسوانمودم         صيد   گرفتاری   شدم   در   دام  صياد

ای داد بيداد  ای داد بيداد

فرياد من را جز خدا فرياد رس نيست         کس همدم اين خسته بی همنفس نيست

تا لحظه ی مرگ گر بگريم باز بس نيست      اين خانه بيتو بهر من جز يک قفس نيست

چون قطره ی اشکی که از چشم من افتاد

افتادی اما کی توانم بردت از ياد

ای داد بيداد  ای داد بيداد

 

 *دريافت پوستر با اندازه ی واقعی*

 

 اينک  من  و  تو  تنهای  تنها         هريک گرفتار غمگين و رسوا

روز تو بی من شب ميشه اما         بی تو رسم من تا صبح فردا

آن عشق سوزانت چه شد         قلب  ويرانت   چه    شد

شعله  شد بر جانت  افتاد

ای داد بيداد   ای داد بيداد

سوگند و پيمانت چه شد        عشق سوزانت چه شد

ناله  شد  در  سينه فرياد

ای داد بيداد  ای داد بيداد

 

 


milad

کوچه ی عاشقی

تو بگو عزيز من تو با منی   

عاشقی رو نميشکنی

عاشق و ديوونه می مونم واسه تو

 

 

 

 

 

 

 

پشت کوچه های شب دور از نظر

با دل خون با چشم تر

مثل ديوونه می خونم واسه تو

اما اون چشمای تو من عاشق رو نديده

اون دو تا چشم قشنگ منو تا اينجا کشيده

اگه ديدی که يه روزی بی خبر

گم شدم توی سفر

شک نکن يه عاشقم اسم منو

توی عاشقا ببر

 

 


milad

نگاه قشنگ

مبر تو زيادم به ياد تو شادم زگوشه ی بامت پريده منم

چو گريه ی مستان چو ناله ی پنهان زشمع ندامت چکيده منم

تويی نفس من درين دم آخر چگونه شود از تو دل بکنم

ازين قفس غم نفس نفس آيم به سوی تو و بال و پر بزنم

 

 

 

 

 

 

 

 

دلی که شيکسته تو سينه ی تنگ

برای تو بوده نگاه قشنگ


milad

درود

دلی که شکسته تو سینه ی تنگ
برای تو بوده نگاه قشنگ

milad

درود

دريافت عکس با اندازه ی واقعی


milad